مجموعة مؤلفين
64
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
ناهار نان و انگور خورديم ، نه پنير بود نه ماست و نه گوشت و نه تخم مرغ ، شام هم پلو داريم ، كشمش پلو با كبك كه چهار كبك تعارف آوردند مرديكه شكارچى ، جاى همگى خالى بود . پلو كرده ايم ، در اين دره كبك زياد دارد [ 22 ] ولى دماغ شكاركردن نداشتم . در اين منزل ، جو ، منى پانصد دينار بود . كاه ، منى صد دينار و هيزم ، منى صد دينار . خيلى مردمان بى انصافى دارد ، نان ، منى چهارصد دينار . در كنار رودخانه رفتم ، ياد آن سفر افتادم كه با جان جان آمده بوديم ، « 1 » قدرى باز كنار رودخانه گريه كردم . مختصر ، اين سفر مثل جهنم به من گذشت ، از اين مصيبت ، آنى دل من باز نمىشود . اسب جديد خيلى مى لنگد مشكل است خوب شود ، اگر خوب شود از معجزه سيد الشهداء است من كه مأيوسم . آقا سيد تقى بهتر است . [ ازدحام زوار در سرپل به دليل تعلل حكومت ] روز دوشنبه ششم [ محرم ] : سر پل « 2 » منزل قصر شيرين « 3 » است . ولى مكارى پدر سوخته دير بار كرد . زوار با سوار از سر پل ، ظهيرالملك روانه نموده ، وقتى كه ما رسيديم قريب پانصد زوار بوديم . لابداً ، مانديم . ظهيرالملك گفت ، به من ديگر رجوعى ندارد ، بايد شما را على مردان خان بيايد و راه بياندازد ، همگى حيران مانديم . ناهار نان و ماست خورديم با تخم مرغ و شام كبك و پلو و آبگوشت داريم . جاى همگى خالى است . در بيابان افتاده ايم همگى و احتمال هم دارد باران بيايد ولى سرد نيست . دو فرسنگ است از پاطاق تا سرپل و راه جزئى سنگلاخ است . در ميان دو كوه شبيه به دره آقامراد . . . « 4 » است . رودخانه هم دارد ، كه اين رودخانه به قصر شيرين مىرود . سرپل جاى باصفائى است . يك بره هم خريديم كوچك بود به يك هزار دينار ، يك من گوشت داشت . گفتيم ، فردا كباب
--> ( 1 ) . دراصل جمله بدين صورت است : با جان جان افتاده بوديم . ( 2 ) . از شهرستانهاى استان كرمانشاه كه در مسير جاده اصلى كرمانشاه قصر شيرين قرار گرفته است . امروز به آن سر پل ذهاب گويند . همان ، ص 158 . ( 3 ) . از شهرستانهاى استان كرمانشاه در 167 كيلومترى شمال غربى كرمانشاه در مسير جاده اصلى اسلام آباد خسروى قرار گرفته است . همان ، ج 56 ، ص 211 . ( 4 ) . يك كلمه ناخوانا .